تبلیغات
لاله های سرخ(شهداء آبپخش) - مطالب مذهبی و مناسبتی

لاله های سرخ(شهداء آبپخش)

اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ لاله های سرخ(شهداء آبپخش) خوش آمد میگویم ... اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

آقا بیا! در دست ها باز آسمان روئیده است

گلواژه سبز دعا تا کهکشان روئیده است

عطر خیال آبیت در ذهن ها جاری شده

تصویر شوق دیدنت در چشم مان روئیده است

با تابش پنهانیت در وسعت آئینه ها

آن سوی باور تا خدا رنگین کمان روئیده است

پژواک نام گرم تو پاییز را تبخیر کرد

بر روی لب ها نام سبزت جاودان روئیده است

در ذهن انگشتان من بوی حضورت می وزد

احساس درکت خوب من! تا بیکران روئیده است

از چهره آئینه ها پاییز پیری می چکد

اما ز میلاد جهان عشقت جوان روئیده است

یکباره خیست می شوم ای آبشار عاطفه !

حتی غزل با نام تو سبز و روان روئیده است





طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


سه نور آمد به عالم پر ز احساس

معطر هر سه از عطر گل یاس

سه نور تابناک آسمانی

حسین بن علی ، سجاد و عباس






طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ یکشنبه 11 خرداد 1393 ] [ 10:38 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


سید حمیدرضا برقعی شاعر جوان کشورمان به مناسبت فرا رسیدن مبعث پیامبر اکرم(ص) شعر بسیار زیبایی سروده است. این شعر به شرح زیر است:

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد

زنده در گور غزلهای فراوان باشد

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت

نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

سایه ابر پی توست دلش را مشکن

مگذار این همه خورشید هراسان باشد

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت

زادگاهش برهوت عربستان باشد

چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست

تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها

راز خندیدن یک کودک چوپان باشد

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده

از تحیر دهن غار حرا وا مانده

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد

نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست

ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی

رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی

رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید

و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته

جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد

چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد

آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز

سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد

چتر بردار که این رایحه باران دارد...





طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ سه شنبه 6 خرداد 1393 ] [ 12:26 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


رسول خدا فرمود : دوستى على (ع) عبادت است، خدا ایمان بنده‏ اى را نمی ‏پذیرد مگر بوسیله دوستى على (ع)  و دورى از دشمنان او. 

شرح ولادت مولا علی (ع)

امام اول ، ابوالحسن ، امیرالمومنین ، علی بن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه - آن حضرت در روز جمعه سیزدهم رجب سی سال پس از عام الفیل در شهر مکه در بیت الله الحرام متولد شد ، مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است ، علی (ع) و برادرانش نخستین کسی بودند که از طرف پدر و مادر هاشمی به دنیا آمدند و در خانه خداوند پیش از او کسی متولد نشده بود و این خود فضیلتی است که خداوند به جهت بزرگواری و اعلاء رتبه و اظهار ارجمندی علی (ع) به وی اختصاص داد.

از علی بن الحسین (ع) روایت شده که فاطمه بنت اسد را در حال طواف درد زائیدن فرا گرفت ، او داخل کعبه شد و امیرالمومنین (ع) در آنجا به دنیا آمد - و شیخ صدوق از سعید بن جبیر روایت میکند که یزید بن قعنب گفت من با عباس بن عبدالمطلب و جمعی از طایفه عبد العزی مقابل خانه کعبه نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد ، مادر امیرالمومنین (ع) که به آن حضرت حامله و از مدت حملش نه ماه گذشته و درد زائیدن او را فرا گرفته بود به سوی خانه کعبه آمد

 و گفت پروردگارا من ایمان دارم به تو و پیمبران و کتاب هایی که تو فرستاده و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و او خانه کعبه را بنا نهاد ، خداوندا به حق آن کسی که این خانه را بنا نمود و به حق مولودی که در رحم من است ، وضع حمل را بر من آسان کن

یزید بن قعنب گفت : در آن موقع دیوار خانه کعبه از پشت شکافته شد و فاطمه داخل آن گردید و از دیدگان ما ناپدید شد و شکاف دیوار به هم آمد ، ما خواستیم قفل درب خانه کعبه را بگشاییم ولی گشوده نشد و دانستیم که این امری است از طرف خداوند و فاطمه در روز چهارم از خانه کعبه خارج شد ، در حالیکه امیرالمومنین (ع) در دست او بود ، گفت من بر زنان پیشینیان تفضل داده شدم ، زیرا آسیه بنت مزاحم ( زوجه فرعون) خدا را مخفیانه عبادت کرد ، در جائیکه عبادت خدا در آنجا ، جز در حال اضطرار پسندیده نیست و مریم دختر عمران ( مادر عیسی ) با دست خود درخت خرمای خشک را حرکت داد تا خرما از آن ریخت و او تناول کرد ولی من در بیت الله الحرام رفتم و از میوه ها و غذاهای بهشت خوردم و چون خواستم بیرون آیم ، هاتفی ندا داد ای فاطمه فرزندت را علی نام بگذار ، او علی است و خداوند علی اعلی میفرماید : من اسم او را ز اسم خود مشتق گردانیدم و او را به آداب خود تادیب نمودم و بر مشکلات علم خود واقف ساختم ، اوست که بتها را در خانه من خواهد شکست و بالای خانه من اذان خواهد گفت و مرا تقدیس و تمجید خواهد نمود ، خوشا به حال کسی که او را دوست می دارد و از او پیروی می کند و وای بر کسی که او را دشمن دارد و نافرمانی او کند. 

 انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 49 الی 50





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 ] [ 07:23 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ
ای که برای هر خیری به او امید دارم

وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ
و از خشمش در هر شری ایمنی جویم

یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ
ای که می دهد (عطای ) بسیار در برابر (طاعت ) اندک

یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ
ای که عطا کنی به هرکه از تو خواهد

یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ
ای که عطا کنی به کسی که از تو نخواهد

وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ
و نه تو را بشناسد

تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً
از روی نعمت بخشی و مهرورزی

اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ
عطا کن به من به خاطر درخواستی که از تو کردم

جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ
همه خوبی دنیا و همه خوبی و خیر آخرت را

وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی
و بگردان از من به خاطر همان درخواستی که از تو کردم

اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَهِ
همه شر دنیا و شر آخرت را

فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ
زیرا آنچه تو دهی چیزی کم ندارد (یا کم نیاید) و

وَزِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ
بیفزا بر من از فضلت ای بزرگوار

یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری

یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
ای صاحب نعمت و جود

یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ
ای صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ] [ 10:32 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


  قاسم صرافان از شاعران کشورمان به مناسبت فرا رسیدن سالروز میلاد با سعادت حضرت زهرا (س) و روز زن شعری سروده است. این شعر به شرح زیر است:

در میان شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

 

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو  بردم فاطمه! شاعر شدم

 

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطر خواه اوست

 

ناگهان دیدم میان خانه‌ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

 

چرخ می‌زد یک نفس روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه، بوسید برگ دفترم

 

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

 

ای محمد! دشمنت را دوست ابتر می‌کند

خانه‌ات را بوی ریحانه‌‌ معطر می‌کند

 

دیدنش بار رسالت را سبک تر می‌کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌کند

 

دختران آیات رحمت، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها، هر دو باهم، بعد از این

 

یک زره خرج جهازت، حُسن‌هایت بی‌شمار

با تو حیدر روز خیبر حرز می‌خواهد چکار؟

 

تا تو از تیغ دودم با عشق می‌گیری غبار

بعد از این مستانه‌تر صف می‌شکافد ذوالفقار

 

قوت بازوی مولایی به مولا، فاطمه!

قصه‌ی پیوند دریایی به دریا، فاطمه!

 

در هوای عاشقی با هم کبوتر می‌شوید

هر دو کوثر می‌شوید و هر دو حیدر می‌شوید


ادامه مطلب



طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ یکشنبه 31 فروردین 1393 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


به نقل از رجانیوز، حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

فاطمه:

رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.)

و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

صدیقه:

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

مبارکه:

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.


ادامه مطلب



طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ پنجشنبه 14 فروردین 1393 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


 به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، حضرت صدیقه طاهره(س) در ساعت‌های پایانی عمر با برکتش خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: ای پسر عم! در دوران ازدواج هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی و از آغاز زندگی مشترک با تو جز طریق وفا و صفا نپیمودم، امام علی(ع) فرمود: پناه بر خدا راست می‌گویی، به خدا سوگند تو داناتر، نیکوتر و پرهیزکارتر از آن بودی.... فقدان و جدایی تو بر من سنگین است، چون چاره‌ای جز تسلیم ندارم آن را تحمل می‌کنم، به خدا قسم مصیبت رسول خدا(ص) بر من تجدید شد، آنگاه ساعتی با هم گریستند.

*وصیت حضرت زهرا(س) از دفن شبانه تا سلام بر فرزندانش تا روز قیامت

بعد از مدتی این بانوی بزرگ اسلام وصیت‌‌ای را ایراد کرد که متن آن از کتاب بحارالانوار علامه مجلسی در ادامه می‌آید:

«هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله(ص) اوصت وهی تشهد ان لااله‌الاالله وان محمداً عبده ورسوله وان الجنه حق والنار حق وان الساعه آتیه لاریب فیها وان الله یبعث من فی القبور.

یا علی! انا فاطمه بنت محمد(ص) زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا والاخره، انت اولی لی من غیری حنطنی وغسلنی وکفنی باللیل ولا تعلم احداً واستودعک اللّه واقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامه».(1)

این وصیت فاطمه(س) دختر رسول الله است و او شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد(ص) می‌دهد و گواهی می‌دهد که بهشت و دوزخ حق است و قیامت آمدنی است در آن شکی نیست و خداوند همه آن‌ها را که روزی در قبر می‌خوابند مبعوث می‌گرداند.

ای علی! من فاطمه دختر پیامبرم، خدای مرا به همسری تو در دنیا و آخرت مفتخر گردانیده، تو به من سزاوارتر از دیگرانی، مرا شب غسل ده و کفن و دفن کن و احدی را بر آن مطلع مساز، با تو خداحافظی کرده و به فرزندانم تا روز قیامت سلام می‌فرستم.

*آخرین سخنان صدیقه طاهره(س) در دنیای فانی

کلماتش را در حین شهادت چنین ضبط کرده‌اند: «السلام علیک یا جبرئیل السلام علیک یا ملائکه ربی الیک ربی لا الی النار، الی رحمتک لا الی غضبک، رضاک رضاک...».(2)

*شاهدان مراسم تدفین حضرت زهرا(س)

امام صادق(ع) درباره حاضران مراسم تدفین ام‌ابیها(س) فرمود: شاهدان دفن حضرت فاطمه(س) سلمان فارسى، مقداد بن اسود، ابوذر غفارى، عبداللَّه بن مسعود، عبّاس بن عبدالمطّلب و زبیر بن عوام بودند.(3)

به مناسبت شهادت ریحانه خلقت حضرت راضیه مرضیه(س) سه حکایت از زندگانی ایشان در ادامه بیان می‌شود:


ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ پنجشنبه 14 فروردین 1393 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


هنگامی که خبر شهادت حضرت صدیقه طاهره(س) را به مولاى متقیان رساندند، امیرالمؤمنین(ع) از شنیدن این خبر ناگوار غش کرد و با صورت به زمین خورد، چون به هوش آمد، فرمود: «بمن العزاء یا بنت محمد» اى دختر رسول خدا! به چه کسى در این مصیبت تسلیت باید گفت، «کنت بک اتعزى ففیم العزاء من بعدک؟»، اى سیدة النساء من اندوه و غمم را به تو تسلى مى‏‌دادم، بعد از تو به چه کسى خود را تسلیت دهم و با اشک چشم و سوز دل این گونه می‌خواند:

لکل اجتماع من خلیلین فرقة و کل الذى دون الفراق قلیل

میان هر دو دوست فراقی هست و هر چیز دیگر که غیر از فراق دوست باشد تحملش آسان است.

و ان افتقادى فاطمة بعد احمد دلیل على ان لا یدوم خلیل

و اینکه من فاطمه(س) را پس از احمد(ص) از دست داده‌ام، دلیل بر آن است که دوست در این دنیا دوام نمی‌یابد.

و باز امام علی(ع) این چنین غم‌انگیز ادامه می‌دهد:

حبیب لیس یعدله حبیب / و ما لسواه فی قلبی نصیب

دوستی که معادل وی دوستی نیست و برای غیر او در قلب من بهره‌ای نیست.

حبیب غاب عن بصری و جسمی / ولکن عن فؤادی ما یغیب

محبوبی که از چشم و از جسم من غائب شد، ولی هرگز از قلب من این دوست غائب نمی‌شود.

این مرثیه امام علی(ع) در سایر کتب اهل سنت هم روایت شده است، به گونه‌ای که ابن حجر عسقلانی از دانشمندان اهل سنت در کتاب «لسان المیزان» می‌نویسد: 


ادامه مطلب



طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


کارگردان "قصه ها" را فقط یک بار از نزدیک دیده ام، در روزی که خاطره اش را همان چهار سال پیش بعضی سایت ها با تیتر "مغزپسته ای " منتشر کرده اند :" روز قدس سال فتنه "

کارگردان محترمه و اعضای خانواده اش به دعوت دلسوزان انگلیسی و آمریکایی طوبی و نوبر به خیابان آمده بودند .

در یکی از  فرعی های خیابان طالقانی ؛ رخشان بی اعتماد به مردم را دیدم .

رخشان بی فروغ و مایوس، اعتمادش را به مردم و احترامش را به انتخاب آنها از دست داده بود و کلافه و عصبانی شاید از اینکه چرا حتی یک دهم از آنان که در تهران به موسوی رای داده بودند دیگر حاضر به همراهی با جنبش اشراف نیستند، داشت از نماز جمعه ای که نیمه کاره رهایش کرده بود بر می گشت  و می رفت سوار احتمالا پیکان زرد قناری اش ! شود و همراه خانواده کلافه اش به خانه ای در ایالات متحده تهران شمالی برگردد .

ما هم با خیل مردمی که شورش اشراف را با نگاهی تلخ و صبور می نگریستند به خانه هایمان در کوچه هایی بر گشتیم که بر خلاف نیاوران و شهرک غرب شبهایی آرام داشت .

کوچه هایی که سکوت شبهایش را فریادهای اکبر الله ، اکبر الله ، نمی شکست و روزهایش را زوزه‌ی گرگان گرسنه ی دریدن صندوق های رای نمی آلود.

***

جالب است که اصلی ترین شعار و مهم ترین مطالبه جنبش سبز در روایت سینمای روشنفکری از ماجراهای سال 88 سانسور می شود!

و نه تنها  اسمی از تقلب به میان نمی آید که حتی اشاره ای هم به آن نمی شود!

همین که حتی  در شرایطی که آزاد اند هر دروغی را ببافند ؛ میل به  تکرار بزرگترین دروغ تاریخ ایران:" تقلب در انتخابات 88 " ؛ را ندارند نشان می دهد که رفقای روشنفکر  چه وحشتی از   ثبت این وقاحت عظیم در حافظه تاریخی ایرانیان دارند و نگران و مضطرب به میدان آمده اند تا مگر با دروغ ؛ دروغ را بشویند و از خاطره ها بزدایند.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ دوشنبه 21 بهمن 1392 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 15 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]