تبلیغات
لاله های سرخ(شهداء آبپخش) - مطالب اردیبهشت 1393

لاله های سرخ(شهداء آبپخش)

اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ لاله های سرخ(شهداء آبپخش) خوش آمد میگویم ... اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

رسول خدا فرمود : دوستى على (ع) عبادت است، خدا ایمان بنده‏ اى را نمی ‏پذیرد مگر بوسیله دوستى على (ع)  و دورى از دشمنان او. 

شرح ولادت مولا علی (ع)

امام اول ، ابوالحسن ، امیرالمومنین ، علی بن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه - آن حضرت در روز جمعه سیزدهم رجب سی سال پس از عام الفیل در شهر مکه در بیت الله الحرام متولد شد ، مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است ، علی (ع) و برادرانش نخستین کسی بودند که از طرف پدر و مادر هاشمی به دنیا آمدند و در خانه خداوند پیش از او کسی متولد نشده بود و این خود فضیلتی است که خداوند به جهت بزرگواری و اعلاء رتبه و اظهار ارجمندی علی (ع) به وی اختصاص داد.

از علی بن الحسین (ع) روایت شده که فاطمه بنت اسد را در حال طواف درد زائیدن فرا گرفت ، او داخل کعبه شد و امیرالمومنین (ع) در آنجا به دنیا آمد - و شیخ صدوق از سعید بن جبیر روایت میکند که یزید بن قعنب گفت من با عباس بن عبدالمطلب و جمعی از طایفه عبد العزی مقابل خانه کعبه نشسته بودیم که فاطمه بنت اسد ، مادر امیرالمومنین (ع) که به آن حضرت حامله و از مدت حملش نه ماه گذشته و درد زائیدن او را فرا گرفته بود به سوی خانه کعبه آمد

 و گفت پروردگارا من ایمان دارم به تو و پیمبران و کتاب هایی که تو فرستاده و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و او خانه کعبه را بنا نهاد ، خداوندا به حق آن کسی که این خانه را بنا نمود و به حق مولودی که در رحم من است ، وضع حمل را بر من آسان کن

یزید بن قعنب گفت : در آن موقع دیوار خانه کعبه از پشت شکافته شد و فاطمه داخل آن گردید و از دیدگان ما ناپدید شد و شکاف دیوار به هم آمد ، ما خواستیم قفل درب خانه کعبه را بگشاییم ولی گشوده نشد و دانستیم که این امری است از طرف خداوند و فاطمه در روز چهارم از خانه کعبه خارج شد ، در حالیکه امیرالمومنین (ع) در دست او بود ، گفت من بر زنان پیشینیان تفضل داده شدم ، زیرا آسیه بنت مزاحم ( زوجه فرعون) خدا را مخفیانه عبادت کرد ، در جائیکه عبادت خدا در آنجا ، جز در حال اضطرار پسندیده نیست و مریم دختر عمران ( مادر عیسی ) با دست خود درخت خرمای خشک را حرکت داد تا خرما از آن ریخت و او تناول کرد ولی من در بیت الله الحرام رفتم و از میوه ها و غذاهای بهشت خوردم و چون خواستم بیرون آیم ، هاتفی ندا داد ای فاطمه فرزندت را علی نام بگذار ، او علی است و خداوند علی اعلی میفرماید : من اسم او را ز اسم خود مشتق گردانیدم و او را به آداب خود تادیب نمودم و بر مشکلات علم خود واقف ساختم ، اوست که بتها را در خانه من خواهد شکست و بالای خانه من اذان خواهد گفت و مرا تقدیس و تمجید خواهد نمود ، خوشا به حال کسی که او را دوست می دارد و از او پیروی می کند و وای بر کسی که او را دشمن دارد و نافرمانی او کند. 

 انوار البهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 49 الی 50





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 ] [ 07:23 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


(بسم الله الرحمن الرحیم)

امام علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام فرمودند: آگاه باشید، همانا این دنیا كه آرزوی آن را می‏‌كنید و بدان روی می‏‌آورید، و شما را گاهی به خشم می‏‌آورد و زمانی خشنود می‌‏سازد، خانه ماندگار شما نیست، و منزلی نیست كه برای آن آفریده و به آن دعوت شدید.
آگاه باشید نه دنیا برای شما جاودانه و نه شما در آن جاودانه خواهید ماند.دنیا گرچه از جهتی شما را می‌‏فریبد ولی از جهت دیگر شما را از بدیهایش می‌‏ترساند.
پس برای هشدارهایش از آنچه مغرورتان می‏‌كند چشم پوشید، و به خاطر ترساندنش از طمع ورزی در آن باز ایستید.
به خانه‌‏ای كه دعوت شدید سبقت گیرید، و دل از دنیا برگیرید، و چونان كنیزكان برای آنچه كه از دنیا از دست می‏‌دهید گریه نكنید، و با صبر و استقامت بر اطاعت پروردگار، و حفظ و نگهداری فرامین كتاب خدا، نعمت‏‌های پروردگار را نسبت به خویش كامل كنید.
آگاه باشید، آنچه برای حفظ دین از دست می‏‌دهید زیانی به شما نخواهد رساند.
آگاه باشید، آنچه را با تباه ساختن دین به دست می‌‏آورید سودی به حالتان نخواهد داشت خداوند دل‏های ما و شما را به سوی حق متوجّه سازد و صبر و استقامت عطا فرماید.

متن حدیث:

 أَلَا وَ إِنَّ هَذِهِ الدُّنْیَا الَّتِی أَصْبَحْتُمْ تَتَمَنَّوْنَهَا وَ تَرْغَبُونَ فِیهَا وَ أَصْبَحَتْ تُغْضِبُكُمْ وَ تُرْضِیكُمْ لَیْسَتْ بِدَارِكُمْ وَ لَا مَنْزِلِكُمُ الَّذِی خُلِقْتُمْ لَهُ وَ لَا الَّذِی دُعِیتُمْ إِلَیْهِ أَلَا وَ إِنَّهَا لَیْسَتْ بِبَاقِیَةٍ لَكُمْ وَ لَا تَبْقَوْنَ عَلَیْهَا وَ هِیَ وَ إِنْ غَرَّتْكُمْ مِنْهَا فَقَدْ حَذَّرَتْكُمْ شَرَّهَا فَدَعَوْا غُرُورَهَا لِتَحْذِیرِهَا وَ أَطْمَاعَهَا لِتَخْوِیفِهَا وَ سَابِقُوا فِیهَا إِلَى الدَّارِ الَّتِی دُعِیتُمْ إِلَیْهَا وَ انْصَرِفُوا بِقُلُوبِكُمْ عَنْهَا وَ لَا یَخِنَّنَّ أَحَدُكُمْ خَنِینَ الْأَمَةِ عَلَى مَا زُوِیَ عَنْهُ مِنْهَا وَ اسْتَتِمُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ الْمُحَافَظَةِ عَلَى مَا اسْتَحْفَظَكُمْ مِنْ كِتَابِهِ أَلَا وَ إِنَّهُ لَا یَضُرُّكُمْ تَضْیِیعُ شَیْ‏ءٍ مِنْ دُنْیَاكُمْ بَعْدَ حِفْظِكُمْ قَائِمَةَ دِینِكُمْ أَلَا وَ إِنَّهُ لَا یَنْفَعُكُمْ بَعْدَ تَضْیِیعِ دِینِكُمْ شَیْ‏ءٌ حَافَظْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دُنْیَاكُمْ أَخَذَ اللَّهُ بِقُلُوبِنَا وَ قُلُوبِكُمْ إِلَى الْحَقِّ وَ أَلْهَمَنَا وَ إِیَّاكُمُ الصَّبْرَ

  • «نهج البلاغه،خطبه 173»




طبقه بندی: عمومی،

[ یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 ] [ 10:09 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ
ای که برای هر خیری به او امید دارم

وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ
و از خشمش در هر شری ایمنی جویم

یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ
ای که می دهد (عطای ) بسیار در برابر (طاعت ) اندک

یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ
ای که عطا کنی به هرکه از تو خواهد

یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ
ای که عطا کنی به کسی که از تو نخواهد

وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ
و نه تو را بشناسد

تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً
از روی نعمت بخشی و مهرورزی

اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ
عطا کن به من به خاطر درخواستی که از تو کردم

جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ
همه خوبی دنیا و همه خوبی و خیر آخرت را

وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی
و بگردان از من به خاطر همان درخواستی که از تو کردم

اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَهِ
همه شر دنیا و شر آخرت را

فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ
زیرا آنچه تو دهی چیزی کم ندارد (یا کم نیاید) و

وَزِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ
بیفزا بر من از فضلت ای بزرگوار

یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری

یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
ای صاحب نعمت و جود

یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ
ای صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ] [ 10:32 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


 به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، تینا «ماری» ‌هاسکی شامگاه پنجشنبه در آخرین همایش از سلسله همایش‌های «با مومنان» با عنوان «سفر از مسیحیت به اسلام» در سالن اجتماعات مجتمع خاتم‌الانبیا (ص) این شهر با بیان اینکه انجیل و کلیسا قادر به پاسخگویی سئوالاتم نبود، اظهار کرد: در انجیل آمده خداوند شش روز جهان را آفریده و روز هفتم بر اثر خستگی استراحت کرده است.

وی با بیان اینکه نعوذبالله خستگی در ذات خداوند راه ندارد، افزود: در انجیل درباره برخی از پیامبران مانند حضرت نوح (ع) و حضرت داود (ع) نیز چیزهای بد و زشتی نوشته شده است.

هاسکی با اشاره به اینکه سئوالاتی درباره تثلیث، گناه انسان اولیه و آخرت و جهان غیب بخش اعظمی از ذهنم را فرا گرفته بود، ادامه داد: در مسیحیت معتقدند هر انسانی که متولد می‌شود به خاطر گناه حوا گناهکار است در حالی که اسلام می‌گوید انسان پاک آفریده می‌شود.

وی گفت: در کاتولیک هر انسان گناهکاری در اتاقکی نزد پدر روحانی باید به گناه خود اعتراف کند در حالی که در اسلام اینگونه نیست.

این بانوی مسلمان شده اضافه کرد: در مسیحیت می‌گویند که خدا کشته می‌شود، دوباره متولد می‌شود، همسر و فرزند دارد در حالی که در اسلام سوره توحید پاسخ شبهاتم درباره یکتایی خدا و رد تثلیث (به نام پدر پسر و روح‌القدس‌) را داد.

هاسکی در حالی که با زبان عربی سوره توحید را خواند، تصریح کرد: در سوره توحید یکتایی خدا و اینکه نزاییده و زاده نشده آیاتی وجود دارد که پاسخم را گرفتم.

وی با بیان اینکه در دین گذشته یک مسیحی پروتستان بودم، افزود: پدرم کشیش یک کلیسا است و به خاطر مسلمان شدنم سال‌ها با من قهر بود و مرا نمی‌پذیرفت.


ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی، فرهنگی اجتماعی،

[ جمعه 5 اردیبهشت 1393 ] [ 10:02 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او آفتاب
برق تیر و خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود ،اما میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
… هر چه میپرسیدم از خود از خدا
از زمین از اسمان از ابر ها
زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی جوابش آتش است
آب اگر خوردی جوابش آتش است
تا ببندی چشم کورت می کند
تا شدی نزدیک دورت میکند


ادامه مطلب



طبقه بندی: عارفانه‌ها،

[ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]