تبلیغات
لاله های سرخ(شهداء آبپخش)

لاله های سرخ(شهداء آبپخش)

اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ لاله های سرخ(شهداء آبپخش) خوش آمد میگویم ... اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خداوند متعال به بنده خویش فرمود:

آرزو داری که با ملایک هم پرواز شوی؟

عرضه داشت: آری.

فرمود:پس باید به پنج خصلت آراسته شوی:

آنکه در مهرورزی همچون خورشید بی دریغ

در تواضع همچون زمین خاکسار

در سخاوت مانند جویبار روان فیض بخش

در تسلیم و رضا بسان مرده ای بی اراده

و در رازداری همتای شب تیره پرده دار و رازپوش باشی.

حدیث قدسی





طبقه بندی: فرهنگی اجتماعی، عارفانه‌ها،

[ سه شنبه 29 مرداد 1392 ] [ 10:37 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام.(ضحی 1-2)

افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30)

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4)

 و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام.(انبیا 87)

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری.(یونس 24)

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری.(حج 73)

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. (احزاب 10)

تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن.(توبه 118)

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی.(انعام 63-64)


ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی، عارفانه‌ها،

[ یکشنبه 13 مرداد 1392 ] [ 08:41 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


هست اسراییل نامشروع و پست

پشت این نامرد را باید شکست

بشکنید آنان که ما را بشکنند

حرمت بیت خدا را بشکنند

بشکنید این قوم نامشروع را

این دغل بازان در جنگ خدا

ای برادر قبله را دزیده‌اند

کس نمی‌پرسد چرا دزدیده‌اند؟

روح ابراهیم از اینان در عذاب

حال احمد از چنین دزدان خراب

هان و هان ای مسلمین سربلند

بی تفاوت بودن و خامش به چند؟

چند باید دید و حتی دم نزد

بر دهان خصم دون محکم نزد


ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی،

[ پنجشنبه 10 مرداد 1392 ] [ 05:19 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


اى که نهان است در عین آشکاریش و اى که آشکار است در عین نهانیش

و اى نهانى که درخفا نیستى و اى آشکارى که دیده نشوى

اى که توصیفت کنند ولى هیچ وصفى به کنه ذات تو نرسد

و هیچ حدى محدودت نکند

و اى که پیدا نیستى ولى گم نشده‌اى و اى که حاضرى که مشهود نشوى

تو را طلب کنند و به مقصود نائل گردند،

از تو خالى نیست آسمانها و زمین و مابین آن دو

یک چشم برهم زدن به چگونگى در نیایى و به جایى و سویى اندر نشوى

 تویى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران

 به تمام امور احاطه دارى منزه خدایى که نیست مانندش چیزى

و اوست شنواى بینا 

 منزه است آن که او چنین است و جز او دیگرى چنین نخواهد  

 ((مرا دریاب و از خودت دورم مکن))





طبقه بندی: مناجات با خدا،

[ پنجشنبه 10 مرداد 1392 ] [ 04:01 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


بگذار تا بمیرم در این شب الهی / ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی

 چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه / چندان که باز گردم گیرم ره تباهی

 چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما / دل مرده می‏شوم باز با غمزه گناهی

 گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان / بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی

 ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم / شرمنده ‏ام ز مهدی وز درگهت الهی

 تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم / چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی

 من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم / ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی

 با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم / دانم که در به رویم وا می‏کنی به آهی

 ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی ‏پسندی تقدیر کن نگاهی

 دل را تو می ‏کشانی بر عرش می ‏کشانی / بال ملک کنی پهن از مهر روسیاهی

 دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر / بی عجب و بی تکبّر از راه خیمه گاهی

 امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر / جان حسین و زینب بر ما بده پناهی

 آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب / از ما مگیر او را جان حسن الهی

 در این شب جدایی در کوی آشنایی / هستم چنان گدایی در کوی پادشاهی





طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ دوشنبه 7 مرداد 1392 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


شنیدم عاشقی مستانه می گفت :
اگر آتش به زیر پوست داری / نسوزی گر علی را دوست داری . . .
چشم ما و عنایت حیدر، دست ما و کرامت حیدر. یا علی(ع)





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ دوشنبه 7 مرداد 1392 ] [ 09:05 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


نما ای دیده ما را یاری امشب
که محتاجم به اشک جاری امشب
ببار اشک غم ای چشم گنهکار
اگر با ما محبت داری امشب
شب قدر است و نومیدی ندارد
کسی از بارگاه باری امشب
فروغ رحمت و نور امید است
به هر جانب که رو می آری امشب
* التماس دعا*





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ یکشنبه 6 مرداد 1392 ] [ 04:00 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


 به گزارش خبرنگار  خبرگزاری فارس، هنگامی که سه نفر از باقیمانده خوارج در مکه هم‌قسم شدند تا نقشه شوم خویش را در ماه رمضان سال 40 هجری قمری عمل کنند، زمان زیادی نگذشت، دو نفر از آن‌ها که برای قتل معاویه و عمرو بن عاص رهسپار محل مأموریت خود شدند، در اجرای نقشه خود ناکام ماندند و تنها عبدالرحمن بن ملجم مرادی در شب نوزدهم ماه رمضان فرق مظلوم‌ترین فرد عالم را شکافت.

عبدالرحمن بن ملجم مرادی همراه با شبیب بن بجره اشجعی در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در مسجد کوفه کمین کرد و هنگامی که امیرالمؤمنین(ع) سر بر سجده نهاد، شمشیر زهرآگین خود را فرود آورد، در این هنگام حضرت علی(ع) در محراب مسجد افتاد و فرمود: «بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله فزت و ربّ الکعبه»، سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم.

امام(ع) در حالی که خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: «هذا ما وعدنا الله و رسوله»، این همان وعده‌ای است که خداوند متعال و رسولش به من داده‌اند، در این زمان چون امام توان برگزاری نماز جماعت را نداشت، به امام حسن(ع) فرمود نماز را ادامه دهد و خود نشسته نماز را اقامه کرد.

نقل شده است که جبرئیل در میان آسمان و زمین ندا داد و گفت: «تهدّمت والله ارکان الهدی وانطمست أعلام التّقی وانفصمت العروه الوثقی قُتل ابن عمّ المصطفی قُتل الوصیّ المجتبی قُتل علیّ المرتضی قَتَله أشقی الْأشقیاء»، سوگند به خدا که ارکان هدایت در هم شکست و ستاره‌های دانش نبوت تاریک و نشانه‌های پرهیزکاری بر طرف شد و عروه الوثقی الهی گسیخته شد، زیرا پسر عموی رسول خدا(ص) شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید، وی را سیاه بخت‌ترین اشقیاء به شهادت رسانید.

 

محل ضربت خوردن امام علی(ع) در محراب مسجد کوفه





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ یکشنبه 6 مرداد 1392 ] [ 03:24 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


«من حاصل ازدواج پنهانی شاه و گوگوش هستم.» این ادعای زنی با نام «شادی پهلوی» است که خود را فرزند ازدواج پنهانی شاه مخلوع ایران و یک خواننده زن لس آنجلسی می داند و می گوید حاضر است تا با آزمایش DNA هم ادعای خود را اثبات کند.

به نوشته مجله مهر شادی پهلوی در صفحه خود در یکی از شبکه های اجتماعی داستان تولد خود را به از سرپرستان ساواکی خودش شنیده است این طور روایت می کند:«دلیل واقعی دستگیری مادرم توطئه بر علیه ولیعهد بود چون اگر من پسر به دنیا می آمدم موازنه های قدرت پشت پرده زیادی به هم می ریخت مادرم بعدا با وساطت غلام رضا پهلوی از زندان آزاد شد در آن زمان در ایران به دلیل سانسور ساواک جز اعضای محرم و داخلی دربار و ساواک و اعضای خانواده حقیقی فرح دیبا که من به دست آنها سپرده می شوم کسی از مردم عادی ایران از تولد دختری بین فائقه آتشین و محمد رضا پهلوی خبر دار نشده و من نیز به بقیه کوه اسرار پدرم و خانواده او ملحق میشوم .....
مادرم کمی پس از تولد من‏‏‏ به دستور ساواک و برای جلوگیری از پخش هر نوع شایعه ای مبنی بر زایمان او از محمد رضا پهلوی او با همین شریک اخاذی مالی خود یعنی محمود قربانی ازدواج کرد و بار دیگر به دستور ساواک و برای واقعی نشان دادن ازدواج خود با قربانی او فرزند بعدی خود یعنی کامبیز قربانی را حامله شد.
 من از سرپرستان ساواکی خود شنیده بودم که فرح برای انتقام از تولد من و همدستی مادرم در نقشه کودتای داخلی اسداله علم ........ او در روز زایمان مادرم مامور به بیمارستان فرستاده و آنها بلافاصله پس از تولد کامبیز با دستگاه اتصال قلب شوک به سر او وارد می کنند ...کامبیز به این دلیل امروز کند ذهن.... و لقب عقب مانده گرفته است.»

شادی پهلوی مدعی شده است: من به برادرم کامبیز قربانی هم بارها پیام دادم و گفتم برای آزمایش DNA به ترکیه بیاید تا داستان خود را ثابت کنم.

او همچنین آرزو کرده روزی با مسلسل گوگوش را در جمع هوادارانش بکشد.




طبقه بندی: عمومی،

[ جمعه 4 مرداد 1392 ] [ 10:02 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


این بار زخم رسوایی بزرگ دیگری از صدای آمریکا سر باز کرده است. این رسوایی‌ها به حدی بوده است که مسئولان صدای آمریکا تصمیم به اخراج برخی از مجریان و عوامل این رسانه دولتی که تاریخ مصرفشان تمام شده گرفته‌اند. البته به اعتراف سایت خودنویس این امر موجب شد تا صدای آمریکا با ریزش چشمگیر مخاطب مواجه گردد.

سعید. ک، مدیر شبکه جم که البته خود در فساد اخلاقی زبانزد است دست به افشاگری علیه سیامک. د (مجری برنامه افق و یکی از گردانندگان صدای آمریکا) و همسرش، حمیده. آ (یکی از کارکنان صدای آمریکا) زده است.

درگیری سعید. ک با گردانندگان صدای آمریکا از آنجا شروع شد که مدیران شبکه صدای آمریکا مورخ 14 می 2013 مصاحبه‌ای را با وی در برنامه افق به بینندگان خود وعده دادند اما علی‌رغم تبلیغات گسترده صدای آمریکا بر سر گفتگو با مدیر جم، این مصاحبه هرگز رخ نداد و علت آن هم هرگز اعلام نشد. فشار و اعتراض بینندگان صدای آمریکا و البته طرفداران شبکه جم سبب شد تا بالاخره سعید. ک طی بیانیه‌ای از پشت پرده مصاحبه سانسور شده‌اش بگوید. وی در صفحه شخصی خود در اینترنت از سانسور مصاحبه‌اش در صدای آمریکا خبر داد و البته تهدید کرد که اگر مسئولین صدای آمریکا پاسخ قانع کننده‌ای نداشته باشند پشت پرده اخلاقی گردانندگان این شبکه را برملا می‌سازد.

وی چنین نوشت: «من در آن مصاحبه پخش نشده هم گفتم اگر یک سری به کانادا و یا بریتانیا بزنید پرونده‌های مربوط به انتقال و قاچاق دختران معصوم ایرانی و شکایت‌های پدر و مادرانی که راه به جایی نمی‌برند را خواهید دید.»

سعید. ک در ادامه با اشاره به پرونده قضایی مربوط به ایرانیان در کانادا، از ملاقات خود با پدر و مادرانی که دخترانشان توسط مدیران و عوامل شبکه من و تو فریب خوردند خبر داد و نوشت: «با بعضی از آن‌ها که ملاقاتی داشتم و در مورد فریب خوردن دخترشان توسط مدیران شبکه من و تو با من صحبت کردند به خودم این قول را دادم اگر چه شاید نمی‌توانم کمک خاصی را به آنان کنم اما مردم ایران را از این داستان با خبر خواهم کرد و از هر راهی با این کار کثیف مقابله می‌کنم. اگر پدر و مادری که با من صحبت کردند به من اجازه می‌دادند اسم دخترشان را برایتان می‌گفتم.»





طبقه بندی: عمومی،

[ چهارشنبه 2 مرداد 1392 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]