تبلیغات
لاله های سرخ(شهداء آبپخش)

لاله های سرخ(شهداء آبپخش)

اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ لاله های سرخ(شهداء آبپخش) خوش آمد میگویم ... اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

 محدثه رستگار فرزند سردار شهید کاظم نجفی رستگار فرمانده اسبق لشکر 10 حضرت سیدالشهداء(ع) در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با اشاره توهین‌های اخیری که در قالب خاطره گویی به امام و خانواده شهدا وارد شده است، گفت: اخیراً، صداوسیما فیلمی از امام منتشر کرده که حضرت امام در آن فیلم تاکید کردند هر مطلب و یا حرفی که به نقل از ایشان گفته شود و سندی وجود نداشته باشند درست نیست.

وی افزود: این درست نیست که هرکسی به قول معروف نظرش را به نقل از امام بگوید؛ از بیت حضرت امام که محترم هستند توقع نمی‌رفت و نمی‌رود که به نقل از امام درباره خانواده شهدا نظر دهند و به خانواده شهدا توهین کنند.

این وسط به قول معروف نظر خودش را مطرح می کنند توقع نمی رفت از نظر رستگار گفت: ما به همین قدر بسنده می‌کنیم چون حرمت بیت امام را حفظ می‌کنیم اما لازم است که بیت امام نیز حرمت خانواده شهدا را حفظ کنند.

دختر شهید رستگار با خطاب قرار دادن موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، گفت: موسسه حفظ و نشر باید به وظیفه خود عمل کند و برایش مهم نباشد که طرف مقابل کیست. چون اگر قرار باشد موسسه در قبال تحریف‌های که می‌شود سکوت کنند و آنرا تائید کنند ممکن است دیگر چیزی از امام باقی نماند.

وی افزود: اگر بخواهم درباره تحریف نظرات امام مثالی بزنم، بهترین مثال، ماجرای حضرت نوح است. حضرت نوح پیغمبر خدا و ولی خداوند بود اما قرآن می‌فرماید چون حضرت نوح پیغمبر خداست دلیلی نمی‌شود که فرزندش هم خوب باشد؛ حضرت امام هم که تفکراتش موجب پیروزی انقلاب اسلامی شد، دلیل نمی‌شود که چون نوه امام است، سکوت کرد. همانطور که نمی‌توان برای بررسی حضرت نوح به فرزندش استناد کرد درباره امام نیز نمی‌توان به نوه ایشان استناد کرد.





طبقه بندی: شهداء، عمومی،

[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


فرزند شهید محمدابراهیم همت در واکنش به یک یادداشت توهین‌آمیز از "نعیمه اشراقی" درباره خانواده‌های شهدا در صفحه شخصی‌اش در فیس‌بوک، یادداشتی نوشت که بخشهای مهم آن از این قرار است:

خانم "نعیمه اشراقی" دهان باز کرده و دُرفشانی نمودند.

چند نکته در مورد گفته‌های ایشان به نظرم رسید که بد ندیدم اینجا بگویم شاید به گوش اطرافیان ایشان رسید:

1- بهتر است اطرافیان ایشان تذکری به ایشان بدهند تا شاید کمی در گفتارشان تغییر صورت گرفته و این حداقل را درک کنند که هر حرفی را نباید زد و حداقل در هر جایی نباید هر حرفی را گفت.

2- اولین چیزی که با مطلب زشت ایشان به ذهن می‌رسد، این است که وقتی بچه‌های این مملکت در زیر گلوله و بمب و خمپاره تکه‌تکه می‌شدند، رهبری که خیلی از آن "فرزندان ایران" به فرمان او راهی جبهه شده بودند، داشته در مورد ایشان و خانواده آن سربازان، شوخی‌های زشت می‌کرده!!!!! این چیزی‌است که مطلب اشراقی به هر ذهنی تزریق می‌کند. آیا چنین کاری تیشه‌زدن به ریشه افکار و شخصیت امام خمینی نیست؟ ایشان نمی‌فهمد با چنان مطلبی تا چه حد وحشتناکی، بنیانگذار جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده و خوار و کوچک کرده؟


ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی، شهداء،

[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


در موعود نگاه زیبایت، اسماعیل شده ام
که قربانی چشم های روشنت باشم
بگو کدام قربانگاه را برای آخرین نفسم برگزیده ای
ای خلیل من !




طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ چهارشنبه 24 مهر 1392 ] [ 12:07 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


 به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، به نقل از سایت نیمروز، امروز بسیاری از پدران به همراه فرزندان خود به مدرسه می‌روند اما آرمیتا دختر شهید رضایی‌نژاد از این نعمت محروم است.

آرمیتابه عمویش گفته است: عمو به من قول بده، وقتی بزرگ شدم و دانشمند شدم، اون وقت آدم بدا اومدن شهیدم کردن، من رو ببر پیش بابام خاک کن!

(به نقل از کتاب شهید علم، دفتر دوم، ص 92)





طبقه بندی: عمومی،

[ دوشنبه 1 مهر 1392 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


ای سفر کرده دیار عشق‌، بر بال کدامین ملک نشستی که عاشقانه و شتابان به سرای جاوید سفر کردی، در مناجات شبانه‌ات نام معشوق را چگونه زمزمه کردی که عظمت را این چنین به تو عنایت کرد، چه باید کرد تا رنگ جاودانگی گرفت و شما در زیارت عاشورا با حسین (ع) چه گفتید که کربلایی شدید.

‌قصه‌ حماسه آن روز‌های تو هنوز در دل‌ها جاری و داستان ایستادگی و مردانگی‌ات هنوز در سینه‌ها زنده است، دستانت را از دامن احساس کوتاه کردی و تمام آرزو‌های فانی را در پشت درهای بسته قرار دادی و به آرزوی همیشگی‌ خود رسیدی، تو می‌گفتی زندگی زیباست، اما «شهادت» زیباتر ‌و چه سعادتی والاتر از این‌.

آن روزی که چشم‌ها نگران و بغض‌ها در سینه‌ها حبس شده و دل‌ها در حسرت جدا شدن پاره‌ای از خاک وطن غمگین‌ بود ، تو عاشقانه جنگیدی و خاک وطن را از چنگال کفتارصفتان ربودی و با فریادهای «الله اکبر‌» با ذکر «یا حسین (ع)»‌ و «یا مهدی (عج)» دل دشمن را به لرزه در‌آوردی و مردانگی‌ را به رخ همه تاریک‌دلان کشیدی.

هنوز قله‌های برف گرفته کردستان رشادت تو را برای همه تعریف می‌کند‌، هنوز نسیم گرم خوزستان، اهواز و آبادان به یاد آن روز‌هایی که در چفیه‌ات می‌پیچید و صورت نورانی‌ات را نوازش می‌کرد، دلاوری‌ات را در گوش همه زمزمه می‌کند.

‌هنوز امواج نیلگون خلیج فارس نوای روز جدایی از تو را در دل زمزمه می‌کند و به یادت آرام آرام اشک می‌ریزد.

سلام بر تو و روح بلند و ملکوتی امام و پیشوایت خمینی (ره) بت‌شکن‌ و سلام بر تو ای معلم شهید که آخرین صفحه از دفتر زند‌گی‌ات صفحه سرخ شهادت بود، نامت همیشه در دل‌ها زنده باد.

((فرا رسیدن هفته دفاع مقدس هفته آغاز دلاوری‌های سربازان اسلام و ایران عزیز گرامی باد)) 





طبقه بندی: شهداء، عمومی،

[ یکشنبه 31 شهریور 1392 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


خـسـته، افـتـاده ز پـا، آمده زانو مى زد
مـشـكلى داشت به آقاى خودش رو مى زد
مى چكید از سر و رویش عرق شرم به خاك
مـشـت هـا واشده و پنجه به گیسو مى زد
دامـنـى داشـت پر از خاطره تیره و تـلخ
دسـت در دامـن آن ضـامـن آهو مى زد
هـمنوا با در و دیوار در آن عصمت محض
نـالـه یـا عـلـى و ضـجه یاهو مى زد
نـم نمك بارشى از مهر به جانش مى ریخت
كـفـتـرى بـر سر ذوق آمده قوقو مى زد
پـاك مـى شـد دلـش از غصه ناپاكى ها
خـادمى داشت در این فاصله جارو مى زد
فـرصـتى بود و درنگى و بجا مانده هنوز
شـعـله اى شعر كه در آینه سوسو مى زد
علیرضا كاشى پور محمدى



[ دوشنبه 25 شهریور 1392 ] [ 10:09 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


آموختم که خدا عشق است و عشق تنها خداست
آموختم که وقتی ناامیدمی شوم خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظارمیکشد تادوباره به رحمتش امیدوار شوم
آموختم اگر تا کنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترینش را در نظرگرفته
آموختم زندگی سخت است ومن از او سرسخت ترم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!





طبقه بندی: عارفانه‌ها،

[ دوشنبه 18 شهریور 1392 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


نام پدر: ابوالحسن

تاریخ تولد: 1345

محل تولد: درواهی

وضعیت تاهل: مجرد

میزان تحصیلات: سیکل

شغل: کمیته انقلاب اسلامی

یگان اعزام کننده: کمیته انقلاب اسلامی

نوع مسئولیت در جبهه: رزمنده

تاریخ شهادت:29/2/1363

محل شهادت: گیلانغرب

محل دفن: گلزار شهداء درواهی

 

زندگی نامه

شهید سید مرتضی بصری فرزند ابوالحسن در سال ۱۳۴۵در خانواده ای مذهبی در آبپخش محله درواهی دیده به جهان گشود. ایشان تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاه خودش به پایان برد و به لحاظ علاقه ای که به شرکت در جهاد و مبارزه با ضد انقلاب و متاجاوزان بعثی داشت به عضویت کمیته انقلاب اسلامی در آمده و سپس به جبهه های غرب شتافت تا با نثار خون پاک خود نهال نو پای انقلاب را آبیاری نماید. وی پس از سالها نبرد سرانجام در منطقه قصرشیرین به لقاءالله پیوست.


ادامه مطلب



طبقه بندی: شهداء،

[ جمعه 15 شهریور 1392 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


نام پدر: علی

شماره شناسنامه: 404

تاریخ تولد: 1331

محل تولد: بنار سلیمانی

وضعیت تاهل: متاهل

تعداد فرزند: 5

میزان تحصیلات: خواندن و نوشتن

شغل: کارگر

یگان اعزام کننده: بسیج

نوع مسئولیت در جبهه: رزمنده

تاریخ شهادت:4/10/1365

محل شهادت: جزیره قطعه

محل دفن: گلزار شهداء درواهی

زندگی نامه

شهیدان چه سبک بال و با قلبی مالامال از اخلاص و ایمان به سوی معشوق و معبود رفته و همگام با خیل شهیدان شاهد به ملکوت اعلی می پیوندند.

شهید غلامحسین خیراندیش فرزند علی در سال 1331 در خانواده ای متدین در روستای بنار سلیمانی چشم به جهان گشود و در دامان مادری متعهد پرورش یافت. در سن شش سالگی به مدرسه رفت و تا پنجم ابتدایی در مدرسه روستای بنار سلیمانی به تحصیل ادامه داد. ولی بعلت فقر مادی و نبودن امکانات تحصیلی نتوانست به تحصیل ادامه دهد. لذا در کار کشاورزی همراه پدر خود کار می کرد. از بدو پیروزی انقلاب اسلامی در تمام مراسمات وراهپیمایی ها شرکت می کرد.

شهید غلامحسین خیر اندیش همیشه انسانی متواضع و فروتن بود و برای دوستان ارزش زیادی قائل می شد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی همراه چند تن از همرزمانش عازم جبهه های جنوب گردید





طبقه بندی: شهداء،

[ سه شنبه 5 شهریور 1392 ] [ 11:56 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


به این آیه توجه کنید:

وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن یُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولًا ﴿۹۴﴾ اسرا

و [چیزى] مردم را از ایمان آوردن باز نداشت آنگاه كه هدایت برایشان آمد جز اینكه گفتند آیا خدا بشرى را به سمت رسول مبعوث كرده است (۹۴) اسرا

آن چیزی که از تفکر پیرامون این آیه می توان فهمید این است که مشکل همیشگی و تاریخی جوامع بشری ایمان به یک انسان و اطاعت از یک انسان بالاتر از خودشان بوده است .

یقینا در زمانه امروز ما و عدم تبعیت از ولایت فقیه نیز این مورد وجود دارد .

مشکل این نیست که ولی فقیه معصوم است یا خیر .

مشکل این است که نمی توانستند بشری را بالاتر از خودشان ببینند حرف از عصمت و عدم عصمت نبود

مگر در زمان حضرت امیر منصوبین ایشان معصوم بودند .

ولی اطاعت و پذیرش نبود .

به نظر این حقیر در زمانه ظهور نیز همین اوضاع تکرار خواهد شد

تکرار می کنم مشکل معصوم بودن و یا نبودن نیست .

مشکل پذیرش و یا عدم پذیرش یک فرد برتر و بهتر است و تا این در آدمی ایجاد نشود نمی تواند حتی معصوم را نیز بپذیرد .

امید که همه ما به این حد از پذیرش رسیده باشیم که تبعیت و تابعیت از بهتر از خود را پذیرا باشیم .

به امید ظهور ذخیره هستی و بهترین روزگار حضرت حجت ابن الحسن العسکری و سربازی و تبعیت همه ما از ایشان

                   ان شاء الله





طبقه بندی: عمومی،

[ پنجشنبه 31 مرداد 1392 ] [ 09:39 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]