تبلیغات
لاله های سرخ(شهداء آبپخش)

لاله های سرخ(شهداء آبپخش)

اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ لاله های سرخ(شهداء آبپخش) خوش آمد میگویم ... اللهم عجل لولیك الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

 

فاطمه امشب به سامرّا عزا برپا کند

دیده را یاد امام عسگری دریا کند


ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود

خون دل جاری به رخ در مرگ آم مولا کند





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ پنجشنبه 19 دی 1392 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]






طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ یکشنبه 8 دی 1392 ] [ 11:36 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


واژه فتنه دارای معانی و وجوه مختلفی است که در اصل، به معنی آزمودن بوده و برای جداسازی جنس اصیل از تقلبی به کار می‌رود.

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، آفرینش جهان و نحوه خلقت آدمی به گونه‌ای است که همواره با عوامل مختلفی مانند مشقت، گرسنگی، ترس، فقر، غنا، نعمت‌ها و ... تحت آزمایشات قرار می‌گیرد و هیچ انسانی از اصل فتنه در امان نمی‌باشد. فتنه دارای دو چهره مثبت و منفی است که با توجه به میزان معرفت و تقوای افراد تغییر می‌کند.

وقتی (از سوی خداوند) به پیامبر گرامی خدا حضرت محمد(ص) گفته شد: بزودی امّت تو گرفتار فتنه خواهد شد، مردم از ایشان پرسیدند: راه خلاص از آن چیست؟ فرمودند: "کتاب گرامی خدا، همان که باطل نه از پیش رو و نه از پشت سر بدو راه نیابد، چیزی که از سوی حکیمی ستوده نازل شده است. هر که علم را در جز قرآن بجوید، خداوند گمراهش کند1".

ایشان همچنین در حدیثی می‌فرمایند: "راستی که من از فتنه خوشی برای شما بیمناک‌ترم، تا فتنه سختی. شما به فتنه سختی درافتادید و صبر کردید، امّا دنیا شیرین‏ و خوش‏ منظر است2".

امام علی(ع) نیز در حدیثی راه خروج و رها شدن از فتنه‌های هر دوره و زمانی را اینگونه بیان می‌فرمایند: بدانید که هر کس تقوای الهی در پیش گیرد، خداوند برای او راه خروجی از فتنه‏‌ها و نوری در تاریکی‌ها قرار دهد3".

آن حضرت همچنین درباره این که در مواجهه با فتنه‌ها چگونه باشیم؟ توصیه بسیار زیبایی را در قالب یک تمثیل بیان می‌کنند و می‌فرمایند: "به گاهِ فتنه همچون شتر نر دو ساله باش که نه پشت و نیرویی دارد که بر او سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر دوشند4".

منابع احادیث:

1- تفسیر عیّاشی، جلد 11، صفحه6 - میزان الحکمه،458

2- الترغیب و الترهیب: 4/184/74 منتخب میزان الحکمة: 440

3- نهج البلاغة: الخطبة 183 منتخب میزان الحکمة: 440

4- نهج البلاغة: الحکمة 1 منتخب میزان الحکمة: 440





طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ شنبه 7 دی 1392 ] [ 11:12 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


 ذکر یونسیه

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

 ۱ـ در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» (آل‌عمران/۱۷۳) پناه نمی‌برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: «پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.»

۲ـ در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ‏ مِنَ الظَّالِمِینَ» (انبیاء/۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.»

۳ـ در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «اُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ» (غافر/۴۴) پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.»

۴ـ در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (کهف/۳۹) پناه نمی‌برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

منبع: بحارالانوار، ج۹۰، ص۱۸۴ و ۱۸۵، به نقل از کتاب خصال شیخ صدوق





طبقه بندی: مذهبی و مناسبتی،

[ شنبه 23 آذر 1392 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


روزی امیرالمؤمنین علی(ع) وارد جمعی شد و از آن‌ها سؤال کرد: آیا شما می‌دانید امیدبخش‌ترین آیه قرآن کریم کدام آیه است؟ هرکس به فراخور حالش آیه‌ای را عنوان کرد:

برخی آیه 48 سوره نساء را خواندند: «إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ»؛ خداوند هرگز شرک را نمى‌بخشد و پایین‌تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى‌بخشد.

امام(ع) در پاسخ فرمودند: خوب است، ولى آنچه من می‌خواهم نیست.

عده‌ای به قرائت آیه 110 سوره نساء پرداختند: «وَمَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَحیماً»؛ هرکس خلافکار و ظالم باشد ولی استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.

اما امام(ع) دوباره در پاسخ فرمودند: خوب است ولى آنچه مى‌خواهم نیست.

تعدادی اظهار داشتند آیه 53 سوره زمر است: «یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً»؛ ای بندگان من که در حقّ خود اسراف کرده‌اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید، زیرا او همه گناهان را می‌بخشد.

امام(ع) مجدداً فرمودند: خوب است، اما آنچه مى‌خواهم نیست.

برخی آیه 135 سوره آل عمران را قرائت کردند: «وَالَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللّهُ»، کسانی که اگر کار زشتی انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خداوند می‌کنند و برای گناهان خویش استغفار می کنند و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد.

بعد از اینکه حضرت علی(ع) نظرات آنان را شنید، فرمود: از حبیبم رسول خدا(ص) شنیدم که فرمودند: امید بخش‌ترین آیه در قرآن این آیه است: «وَأَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفِیَ النَّهارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» (سوره هود،114).

سپس پیامبر اکرم(ص) ادامه دادند: «یا علی! سوگند به خداوندی که مرا بشیر و نذیر به سوی مردم مبعوث کرد، وقتی که یکى از شما براى وضو گرفتن بر می‌خیزد، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد و زمانی که به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏‌شود از نمازش کنار نمى‏‌رود، مگر آنکه از گناهانش چیزى نمى‌‏ماند و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏‌شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش می‏‌کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.

بعد فرمودند: یا على! جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آن‌ها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.‏( تفاسیر مجمع البیان و کنزالدقائق)





طبقه بندی: عمومی،

[ چهارشنبه 20 آذر 1392 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


 به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس 1400 سال پیش شقی‌ترین مردمان خون بهترین مردمان را به ناحق ریختند تا برای همیشه دوزخی شوند. آن‌ها نه تنها به کشتن نوه گرانقدر پیامبر(ص) اکتفا نکردند، بلکه با شقاوت و سبعیت سر نورانی قرآن ناطق را از قفا بریدند تا این لکه ننگ برای همیشه بر پیشانی‌شان عیان باشد.

در ادامه، ضمن عذرخواهی از عزاداران حسینی و با تسلیت این مصیبت عظیم به ساحت مقدس امام زمان(عج)، لحظات آخر عمر حضرت سیدالشهدا(ع) را با استناد به دانشنامه چهارده جلدی امام حسین(ع) ذکر می‌کنیم:

-الأمالى، صدوق: سپس حسین(ع) با گونه چپش به زمین افتاد و دشمن خدا، سِنان بن اَنَس اِیادى و شمر بن ذى الجوشن عامِرى ـ که خدا، لعنتشان کند ـ، با مردانى از شامیان پیش آمدند تا بر بالاى سرِ حسین(ع) ایستادند، آنان به یکدیگر گفتند: منتظر چه هستید ؟ او را راحت کنید! سِنان بن اَنَس اِیادى فرود آمد و محاسن امام(ع) را گرفت و با شمشیر به گلوى او مى‌زد و مى‌گفت: به خدا سوگند، سرت را جدا مى‌کنم، با آنکه مى‌دانم که تو، فرزند پیامبر خدایى و بهترین پدر و مادر را دارى!

-تاریخ الطبرى: مردى از قبیله کِنْده به نام مالک بن نُسَیر از بنى بَدّا، نزدیک حسین(ع) آمد و با شمشیر، چنان بر سر وى زد که کلاه او را پاره کرد و به سرش رسید و آن را خون انداخت و کلاه پُر از خون شد، حسین(ع) به او فرمود: «با آن دستت نخورى و ننوشى، و خدا تو را با ستمکاران محشور کند»! حسین(ع) آن کلاه را انداخت و سپس کلاهى دیگر خواست و آن را به سر نهاد و عمامه بست؛ ولى درمانده و ناتوان شده بود، آن مرد کِنْدى نزدیک آمد و آن کلاه را ـ که از خَز بود ـ برداشت، هنگامى که پس از آن بر همسرش، امّ عبدالله، دختر حُر و خواهر حسین بن حُرِّ بَدّى در آمد و کلاه را از خون شست، همسرش به او گفت: آیا لباس فرزند دختر پیامبر خدا(ص) را به خانه‌ام مى‌آورى؟ آن را از من دور کن! یارانش هم گفته‌اند که او همواره نادار و بدحال بود تا مُرد.

-الإرشاد: شمر بن ذى الجوشن سواران و پیادگانش را ندا داد و گفت: واى بر شما! مادرانتان به عزایتان بنشینند! چه چیزى را از او انتظار مى‌کشید؟ سپس از هر سو به امام(ع) حمله شد، زُرْعة بن شریک ضربه‌اى بر کف دست چپ امام(ع) زد و آن را قطع کرد، فردى دیگر از آنان ضربه‌اى بر گردن امام(ع) زد که با صورت از اسب بر زمین افتاد، سِنان بن اَنَس هم با نیزه او را زد و به خاکش افکند و خولى بن یزید اَصبَحى ـ که خدا، لعنتش کند ـ، بى‌درنگ پیاده شد تا سرش را قطع کند؛ امّا ترسید و لرزید و نتوانست، شمر به او گفت:


ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ دوشنبه 27 آبان 1392 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


در مسیر نجف به كربلا و از میان پرچم‌های مختلف كه توسط زائران پیاده حرم حسینی حمل می‌شد، پرچم فرانسه توجه همگان را به خود جلب می‌كرد، به سراغ آن پرچم كه رفتند، دیدند زنی مسیحی از فرانسه این پرچم را حمل می‌كند، وقتی از او درباره رفتن به زیارت امام حسین(ع) پرسیدند، گفت: من در زمان اشغال عراق به صورت داوطلبانه به نیروهای ائتلاف ملحق شدم.

در یكی از مراسم اربعین امام حسین(ع) از یكی از زائران كه به صورت پیاده به كربلا می‌رفت پرسیدم: "آیا از اینكه از بصره به كربلا پیاده سفر می‌كنی خسته نمی‌شوی؟" گفت: "حاجتی از خدا دارم و می‌روم تا حاجتم را زیر گنبد حرم امام حسین(ع) از او بخواهم و یقین دارم كه خداوند به بركت وجود امام حسین(ع) حاجتم را برآورده خواهد ساخت".

این زن می‌افزاید: من دچار سرطان سینه شده بودم و پزشكان به من گفتند به محض رسیدن به فرانسه باید تن به عمل برداشتن سینه بدهم، آن روز من نذر كردم اگر از این بیماری شفا یابم با پای پیاده از نجف به كربلا به زیارت امام حسین(ع) بروم. وقتی به فرانسه رفتم، پزشكان دوباره مرا تحت معاینات پزشكی و آزمایش‌های جدید قرار دادند اما در كمال ناباوری اثری از بیماری در من ندیدند. اینك كه شما مرا میان زائران پیاده می‌بینید در واقع آمده‌ام كه نذرم را ادا كنم./





طبقه بندی: عمومی،

[ یکشنبه 26 آبان 1392 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


 به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، بعد از شهادت امام حسین علیه‌السلام و یاران باوفای ایشان در عصر عاشورا، مشکلات و مصیبت‌های خاندان امام، صد چندان شد. ماجراهایی اتفاق افتاد که قلم از نوشتن آن و زبان از گفتنش شرم دارد. چنان سوزناک است که اشک هر انسان آزاده‌ای را سرازیر و هر جوانمردی را بی‌تاب می‌کند. در کتاب «عاشورا ریشه‌‏ها، انگیزه‌‏ها، رویدادها، پیامد‌ها» که زیر نظر حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی نوشته شده مطالب ارزنده‌ای در این‌باره نقل شده است.

* آمدن ذوالجناح به خیام‏

پس از شهادت امام، اسب آن حضرت شیهه‏‌زنان و ناله‌‏کنان در حالى که پیشانى خود را به خون امام علیه‌السلام آغشته کرده بود، به جانب خیمه‏‌ها شتافت.

از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است که اسب آن حضرت در شیهه‌‏اش مى‏‌گفت: «الظَّلیمَةَ الظَّلیمَةَ مِنْ أُمَّةٍ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها؛ امان از ظلم و ستمِ امتى که فرزند دختر پیامبرشان را کشتند».

زنان و خواهران و دختران امام علیه‌السلام با دیدن مرکب بى‏‌سوار ناله‏‌ها سر دادند و زار زار گریستند.

«فَوَضَعَتْ أُمُّ کُلْثُومٍ یَدَها عَلى‏ امِّ رَأْسِها وَنادَتْ: وامُحَمَّداه! وَاجَدَّاه! وانَبِیَّاه! وا أَبَاالْقاسِماه! واعَلِیَّاه! واجَعْفَراه! واحَمْزَتاه! واحَسَناه! هذا حُسَیْنٌ بِالْعَراءِ، صَریعٌ بِکَرْبَلاءَ، مَجْزُورُ الْرِأْسِ مِنَ الْقَفاءِ، مَسْلُوبُ الْعِمامَةِ وَالرِّداءِ، ثُمَّ غُشِیَ عَلَیْها»

ام کلثوم، دستها را روى سر نهاد و فریاد زد: وامحمداه! واجدّاه، وانبیاه، وا ابالقاسماه، واعلیّاه، واجعفراه، واحمزتاه، واحسناه، این حسین است که در خاک کربلا روى زمین افتاده، سرش را از پشت سر جدا کردند، عبا و عمامه‌‏اش را به غارت بردند، این بگفت و بیهوش بر زمین افتاد».

* غارت سلاح و لباس‌هاى امام علیه‌السلام‏

سپاه غارتگر ابن سعد، پس از شهادت امام علیه‌السلام براى غارت لباس‌ها و سلاح امام علیه‌السلام هجوم آوردند. حتى برخى آنقدر رذالت و پستى به خرج دادند که پیش از شهادت امام علیه‌السلام به این کار اقدام نمودند. در این بخش از تاریخ کربلا شگفتى‌‏هایى در کتب مقاتل نقل شده است که هر یک از دیگرى عبرت‏‌انگیزتر است و ما بخشى از آن را در اینجا مى‌‏آوریم از جمله: «مالک بن بشیر کندى» کلاه آن حضرت را که با ارزش بود به‏ یغما برد و چون آن را به خانه‏‌اش برد، همسرش به وى گفت: «اموال پسر پیغمبر را غارت مى‏‌کنى و آن را به خانه مى‌‏آورى؟! از نزد من خارج شو که خدا قبرت را از آتش پر کند» این مرد تا زنده بود با فقر و تنگدستى دست و پنجه نرم کرد و دستهایش خشک شد و در زمستان خون و چرک از آن جارى بود.

«بحر بن کعب» جامه آن حضرت را گرفت و پوشید و به نقل سید بن طاووس پاهاى او خشک شد و زمین گیر گشت.

«اسحاق بن حویّة» پیراهن حضرت را که یکصد و هفده سوراخ از آثار نیزه و شمشیر و تیر در آن بود، گرفت و پوشید و به برص گرفتار شد.

عمامه آن بزرگوار را «اخنَس بن مَرثَد» گرفت و به سر نهاد و دیوانه شد!

زره مخصوص آن حضرت را که فقط جلو را مى‌‏پوشاند و پشت نداشت «عمر بن سعد» گرفت و زره دیگر آن امام شهید را «مالک بن نمیر» گرفت و پوشید و بنا به روایتى مجنون شد.

«قیس بن اشعث» حوله مخصوص حضرت را گرفت و پس از آن به «قیس قطیفه» مشهور شد و بنا به نقل خوارزمى، به مرض جذام گرفتار شد و افراد خانواده‏‌اش از او کناره گرفتند.

«اسود بن خالد» کفش‏‌هاى حضرت را برداشت.

«بجدل بن سلیم کلبى» انگشتر امام علیه‌السلام را با قطع انگشت آن حضرت به چنگ آورد. بنا به نقل سید بن طاووس این انگشتر غیر از آن انگشترى است که از ذخائر نبوت است و امام آن را به فرزندش على بن الحسین علیه‌السلام داده است.

شمشیر حضرت را «جُمیع بن خلق» یا «اسود بن حنظله» گرفت و این شمشیر غیر از ذوالفقار است که از ذخائر امامت شمرده مى‏‌شود.

در واقع هر کدام به غارت‏ چیزى از مختصات حضرت افتخار مى‏‌کردند ولى افتخارى که سرانجام سبب شرمندگى همه آنها شد.

غارت لباس‌ها و سلاح‌‏ها نسبت به سایر شهدا نیز اتفاق افتاد. به گونه‌‏اى که سپاه کوفه بدن‌هاى آن عزیزان خدا را برهنه و عریان روى خاکها رها کردند.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: عمومی، مذهبی و مناسبتی،

[ شنبه 25 آبان 1392 ] [ 09:07 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


در سال 61 هجری و در چنین روزی، کاروان حسینی در منطقه‌ای به نام کربلا برای احیای دین خدا وارد میدان نبرد شد و تا آخرین قطره خون از حق و حقیقت دفاع کرد.

صحرای کربلا از نظر اهمیت جغرافیایی، نقطه‌ای کور، منزوی و فراموش شده، فاقد هر گونه امتیاز و اهمیت ویژه سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی بود.

دجله در سمت چپ و فرات در سمت راست کربلا قرار داشت و نهر علقمه از فرات منشعب شده و در نزدیکی اردوگاه حسینی قرار داشت. در حاشیه نهر علقمه نیز نخلستان بود.

حجت الاسلام جواد محدثی در کتاب «فرهنگ عاشورا» پس از ذکر ویژگی‌های منطقه کربلا، مختصات جبهه جنگی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را چنین بر می‌شمارد:

نام عملیات: هیهات منا الذله

سال عملیات: 61 هجری قمری

ماه عملیات: محرم الحرام

روز عملیات: جمعه دهم محرم

نوع عملیات (جنگ): جهاد ابتدایی

استراتژی حرکت و حمله: افشای چهره نفاق

موضع جنگی: دفاعی

طول جبهه دفاعی (قطر نعل): 180 متر

طول محور عملیات: 360 متر

فاصله خیمه‌ها: 2 متر

تعداد خیمه‌ها: 60 عدد

ترکیب کیفیت نیرو: بنی هاشم، یاران، زنان، کودکان

وضعیت روحی و روانی: عاشقانی شجاعت پیشه

تعداد سواره‌نظام: 32 نفر

تعداد پیاده‌نظام: 40 نفر

تعداد کل نیروهای رزمی: 72نفر

فرمانده کل قوا: سیدالشهداء حسین بن علی علیهما السلام

پرچمدار لشکر: ابوالفضل العباس(ع)

فرمانده سمت راست: زهیربن قین

فرمانده سمت چپ: حبیب بن مظاهر

وضعیت تدارکات: محاصره کامل

وضعیت تجهیزات: کمبود شدید

وضعیت آب و آذوقه: محاصره (تشنگی و گرسنگی)

موقعیت جغرافیایی: قتلگاه

زمان و ساعت شروع حمله: دو ساعت گذشته از روز (8 صبح)

رمز عملیات: لاحَولَ وَلاقُوةَ إ لا بِاللهِ العَلِی العَظیم

نوع آرایش جنگی: ساعتی مثلثی نعلی

تعداد برهم زدن آرایش دشمن: در سه مرحله که مرحله چهارم به جنگ تن به تن انجامید

طول مدت عملیات: 8 ساعت

پایان عملیات: غروب آفتاب همان روز





طبقه بندی: عمومی،

[ جمعه 24 آبان 1392 ] [ 09:23 ق.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


 به گزارش خبرنگار موسیقی خبرگزاری فارس، «محمدعلی ابرآویز» خالق سرودهای ماندگار انقلاب، امروز همزمان با عاشورای حسینی(ع) دار فانی را وداع گفت.

وی مهرماه سال گذشته به دلیل بیماری ریوی مدتی بستری شده بود.

ابرآویز پیش از این در گفت‌وگو با  فارس، ضبط سمفونی 12 دقیقه‌ای میدان شهدا را از برترین آثارش دانسته و درباره آن گفته بود: با وجود اینکه 26 سال بیشتر سن نداشتم و تازه هم ازدواج کرده بودم، توانستم با سختی فراوان در جمعه سیاه یا همان 17 شهریور 1357 با استفاده از دو ضبط صوت نسبتاً سنگین شعارها و صداهای واقعی اعتراضات مردمی را ضبط کنم که هم‌اکنون در آرشیو سازمان رادیویی کشور موجود است.

 

محمدعلی ابرآویز 18 سرود از جمله: «بوی گل سوسن و یاسمن آید، معمار طرح حرم، الله اکبر، سمفونی میدان شهدا، آمدن موعود، دیو چو بیرون رود فرشته در آید، الله الله و خمینی ای امام» را با اشتیاق و علاقه خاصی در همان روزهای نخستین انقلاب اسلامی ساخته است.





طبقه بندی: عمومی،

[ پنجشنبه 23 آبان 1392 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ محسن صمصامی ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 57 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]